تبليغاتX
asheghi

asheghi

tanhaee

چقدرسخته

چقدرسخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاشیه زخم همیشگی بهت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی احساس کنی که هنوز هم دوستش درای

چقدر سخته دلت می خواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یبار زیر اوار غرورش همه وجودت له شده

چقدر سخته تو خیالت یاعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی که دیدیش هیچ چیز جز سلام نتونی بهش بگی

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هات رو خیس کنه اما مجبور یاش بهش بخندی تا نفهمه هنوز هم دوستش درای

چقدر سخته گل ارزوهات رو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت اروم زیر لب به خودت بگی (گلم باغچه نو مبارک)
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 10:49  توسط firoozeh  | 

چقدر سخته

چقدر سخته وقتی کسی که دلتو اسیر کرده جواب نگاه عاشقونه ی تورو نده!

چقدر سخته وقتی عاشق کسی باشی که از عشق چیزی نمیدونه!

چقدر سخته که بغض داشته باشی امانخوای کسی بفهمه!

چقدر سخته که عزیزترین کست ازت بخوادفراموشش کنی!

چقدر سخته که سالگرد اشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری!

چقدر سخته وقتی کادوی تولدت که همیشه کلی واست عزیز بی وفایی باشه!

چقدر سخته غرورتو به خاطر یکی بشکنی بد بفهمی دوست نداره

چقدر سخته همه چیزو به خاطر یه نفر از دست بدی اما اون بگه دیگه نمی خوامت!

سخت تر از اینااینه که عشقت خیلی راحت فراموشت کنه.خاطراتتونو همه چیزو ...................!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 10:33  توسط firoozeh  | 

حرفای من حرف دله هرچی که هست حقیقته هستی من توزندگی این دله با محبته اگه که من سرخورده ام به تو پناه اورده ام.می خوای بدونی چی میگم می خوای بدونی من چیم؟یه عاشقمممممممممممممممممممم یه عاشقم.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 10:32  توسط firoozeh  | 

بزرگترین ارزوم اینه که کوچکترین ارزوی توباشم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 11:32  توسط firoozeh  | 

زيباترين

زيباترين تصويري كه در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود
زيباترين سخني كه شنيدم سكوت دوست داشتني توبود
زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود
زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود
زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود
زيباترين هديه عمرم محبت توبود
زيباترين تنهاييم گريه براي توبود
زيباترين اعترافم عشق توبود
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 11:28  توسط firoozeh  | 

زندگي

زندگي به من آموخت كه چگونه  كنم اما  به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم تو نيز به من آموختي كه چگونه دوستت بدارم اما به من نياموختي كه چگونه فراموشت كنم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 16:15  توسط firoozeh  | 

نابينا و ماه

نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . ــ نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟ ــ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 16:12  توسط firoozeh  | 

ميگي عاشق

ميگي عاشق باروني، ولي وقتي بارون مياد چتر ميگيري بالاي سرت... ميگي عاشق برفي ولي طاقت يه گوله برف رو نداري... ميگي پرنده ها رو دوست داري ولي ميندازيشون تو قفس... ميگي عاشق گلهايي ولي خيلي راحت از شاخه جداشون ميکني... انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشق مني ؟!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 16:11  توسط firoozeh  | 

inam ye shere bahal az tarafe hameye vojodam

یارب تو او را همچو من برغم گرفتارش مکن

در شهر غربت ای خدا هرگز تو آزارش مکن

هر چند او از رفتنش چشمان مرا گریه نمود

لیک ای خدای مهربان از گریه پربارش مکن

اگر دوری از رویش مرا افسرده و بیمار کرد

درشهردوری بیکس است یارب تو بیمارش مکن

گر چه ریزم اشک هر شب از هجران او

گریان ز غم هرگز دمی چشم گهربارش مکن

گر با فرشته زندگی دارد سر بازی ولی

یارب تواو را همچو من برغم گرفتارش مکن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 16:9  توسط firoozeh  | 

شبا

شبا وقتی که تنهایییییییییییییییییییی میاد همراه دلتنگییییییییییییییییییییییییییی می پیچه باز صدای پاتتتتتتتتتتتت به روی پله ی سنگیییییییییییییی....به فکر این که برگشتی دلم میاد به پیشوازت خیال قامتت اونجاست نگاهم می کنه نازت.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 16:8  توسط firoozeh  | 

بهشت

درست همون موقع كه پنجره بهشت رو باز كردم خدا رو ديدم
گفت يه ارزو بكن
گفتم تنها ارزوم رسیدن يه اوني كه دارم اين مطلب رو ميخونه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 16:7  توسط firoozeh  | 

برای عشقم (نیما)

mah ra dost daram be khatere nor v zibayish dar shabe tare zendegim ;rooz ra dost daram be khatere zibayiye vojodash ;shab ra dost daram be khatere vojode setaREGAN KE BE JAYE DELBARI CHESHMAK MIZANAND ;BAHAR RA DOST DARAM BE KHATERE GOLHAYASH V NASIME NAZASH V............ RA DOST DARAM AMMA TORA DOST DARAM MANANDE TAMAME VOJODAM BI ANKE BEDANAM CHERA ??????????????V TORA MIPARASTAM

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 9:11  توسط firoozeh  | 

eshgh tamame anchizist ke darim.tanha ba kimiaye eshgh mitavanim be yarie ham barkhizim
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 8:32  توسط firoozeh  | 

خدايا انکه در تنها ترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت ....خواهشي دارم....تو در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذاررررر
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 8:30  توسط firoozeh  | 

شک نکن

شک نکن به باختن عشق-((منظور عاشق شدنه))شک نکن به دل سپردن-زندگی همیشه باخته-باید این قمار و بردن پر بزن بدون تردید-در هوای روشن عشق!!!-هستی ما مثل برگه که گرفتار تگرگه تک و تنها تو راهی که مسیرش رو به وصله.((رسیدن))
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 8:27  توسط firoozeh  | 

تو همه ی ......

toOoo0 hameye chareye man…………., man hame bichareye to…….. ,to hame pareye tan ,tan hame avareye to…….., to khodet shoghe mani ……..shoghe manam didane to…………., shahede ashke mani ……….man maste khandidane to0Oo0O
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:48  توسط firoozeh  | 

az tarafe eshgam

من از صدای بارون از دله موج دریا من از نهایت شب همه شبای یلدا من از نسیم عاشق از نفس دقایق من از سکوت ساحل اسم تو رو شناختم همیشه از تو گفتم .من از ته چشم اهو دشت کلهای شب بو وقتی به ساز دریا می زنه زخم تابو اسم تو رو شناختم همیشه از تو گفتم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 10:35  توسط firoozeh  | 

toro dost daram

ماه را دوست دارم به خاطر نور زيبايش در شب تار زندگيم ! روز را دوست دارم به خاطر زيبائي وجودش ! شب را دوست دارم به خاطر وجود ستارگان كه به جاي دلبري چشمك مي زنند ! بهار را دوست دارم به خاطر گلهايش و نسيم نازش ! و .... دوست دارم ! اما !!! تو را دوست دارم مانند تمام وجودم بي آنكه بدانم چرا ؟ .... و تو را مي پرستم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 10:47  توسط firoozeh  | 

Dar shahri bename eshgh. kohi ast be name mohabat. dar in koh rodi ast be name safa. dar in rod abrahi be name vafa saranjame in abrah be abgiri miresad be name vedaa
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:41  توسط firoozeh  | 

شبی

شبی از پشت يک تنهايی نمناک و بارانی؛ ترا با لهجه گل های نيلوفر صدا کردم. تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم. پس از يک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بين گل هايی که در تنهايی ام روئيد؛ با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترين موج تمنای دلم گفتی دلم حيران و سرگردان چشمانی است رويايی و من تنها برای ديدن زيبايی آن چشم تو را در دشتی از تنهايی و حسرت رها کردم همين بود آخرين حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگينت حريم چشم هايم را بروی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشيد وا کردم نمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا؛ شايد خطا کردم و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم کجا؛ تا کی؛ برای چه؛ ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می باريد و بعد از رفتنت يک قلب دريايی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تو آسمان چشم هايم خيس باران بود و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دريا چه بغضی کرد کسی فهميد تو نام مرا از ياد خواهی برد و من با آنکه می دانم تو هرگز ياد من را با عبور خود نخواهی برد هنوز آشفته چشمان زيبای توام برگرد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:39  توسط firoozeh  | 

اگه كسي ديونه ات بود، عاشقش باش. اگه عاشقت بود، دوستش داشته باش. اگه دوستت داشت، بهش علاقه نشون بده. اگه بهت علاقه نشون داد فقط يك لبخند بزن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 12:10  توسط firoozeh  | 

baraye eshgham

salam eshghe man.salam zendegie man salam nafasam.khoobi golam?kheyili delam barat tang shode bekhoda.nima kheyli dooset daram mikham hame bedoonan hame alamo adam bedoonan ke kheyli dooset daram va hichvaghtam tanhat nemizaram.ghorboonet besham

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 11:40  توسط firoozeh  | 

del

هیچکس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه ولی من حد اقل می تونم بهش یاد بدم که وقتی شکست با لبه های تیزش دست اونی که شکسته رو نبره
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 11:33  توسط firoozeh  | 

hamid godarzi

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 9:44  توسط firoozeh  | 

eshghe golzar

 

محمد رضا گلزار

انتهاي صفحه

دوشنبه، 3 شهريور، 1382

محمدرضا گلزار

نام:محمدرضا گلزار

تاريخ تولد:۱۳۵۴

بيوگرافی:قبل از اينکه بازيگر شود درگروه اريان به عنوان گيتاريست فعاليت می کرد و حتی صدای گرم اورا در شعر مولا علی جان همگی شنيده ايم.

سال ۷۸يک روز در يک کافه در شمال کشور با آقای ايرج قادری آشنا واين آشنايی سکوی پرتاب او به دنيای هنر هشتم شد.

گلزار بعد از آن ديدار وآشنايی در فيلم ايرج قادری بازی کردوحقا هم که در سام و نرگس خوب بازی کرد واز آن پس هم در فيلمهای بوتيک.بالای شهر پايين شهر.شام آخر.زمانه. 

ودرسال ۱۳۸۲در فيلم سيزده گربه زير شيروانی بازی کرد که هنوز پروانه ی نمايش ندارد. 

 

 

بالاي صفحه

 

خانه
آرشيو
پست الكترونيك
 

لوگوي وبلاگ شما

 


  آنلاينم من آيا؟



لينک دوستان
به ترتيب الفبا


طراح قالب 

 
پرژن بلاگ


 

powerd by persianblog

designed by delamgerefte

.
.
.
.
.
.
.
.
.
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 9:35  توسط firoozeh  | 

هر روز كه از عمر مي گذره عشقم به تو بيشتر ميشه باور كن كه ديوونتم ديوونه مثل هميشه فقط تو پاره تني به حرمت اشكم قسم بي تو ميون عالمي غريبم ويه بي كسم سكوت خسته ام وببين ببين بي تو چه كم شدم همسايه سقوطم وتنها رفيق غم شدم صحبت راه دور كه نيست بحث دو پاي خستمه شاكي غصه نيستم نقل دل شكستمه لپ كلام اي با وفا بي چك و چونه چاكرمواسه فداي تو شدن من كه هميشه حاظرم دوست داشتنت مقدسه واسه همين دوستت دارم شيرين ترين عبادتي اميد روز آخرم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 9:26  توسط firoozeh  | 

to ra doost daram

ماه را دوست دارم به خاطر نور زيبايش در شب تار زندگيم ! روز را دوست دارم به خاطر زيبائي وجودش ! شب را دوست دارم به خاطر وجود ستارگان كه به جاي دلبري چشمك مي زنند ! بهار را دوست دارم به خاطر گلهايش و نسيم نازش ! و .... دوست دارم ! اما !!! تو را دوست دارم مانند تمام وجودم بي آنكه بدانم چرا ؟ .... و تو را مي پرستم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 9:18  توسط firoozeh  | 

del tangi

دلم كسي دلم برای کسی تنگ است؛ كسي كه مهرباني چشمانش را بسان زلال جويباران و صفاي دلش را بسان قرص نان ميان همه قسمت ميكرد. دلم براي كسي تنگ است؛ كسي كه دلي براي شنيدن نجواهاي شبانه من داشت و لحني آرام براي نوازش موهايم. دلم براي كسي تنگ است؛ كسي كه خالي وجودم را از خود پر مي كرد و پري دلم را با وجود خود خالي. دلم براي كسي تنگ است؛ كسي كه اشكهايم بر روي دستانش ميريخت و او آب آرامش را بر روي گيسوانم. دلم براي كسي تنگ است؛ كسي كه طراوت و شميم بهاران را با ترنم باران پائيزان، بطوراعجاب انگيزي درهم مي آميخت. دلم براي كسي تنگ است؛ كسي كه با او در جمع تنها بودم و در تنهائيمان دنيائي را مالك بوديم. دلم براي كسي بسيار تنگ است؛ كسي كه تا شمالترين شمال با من مي آمد و در جنوب ترين جنوب با من بود. كسي كه زندگاني من است. كسي كه دوستش دارم: عاشقانــــــه هميشـــــــه تا ابــــــــد تاخود خداونـــــد!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 9:2  توسط firoozeh  | 

love

dooset daram na chon chizi shakhsi va baraye khod,balke chon chizi jahani chizi ke sezavare eshghist ke  yafteam.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 8:38  توسط firoozeh  | 

ta amadanet

تا آمدنت بگذار قصه يافتن تو را برای كسانی كه هنوز پی گمشده خود هستند بگويم ، بگويم كه من تو را ميان ستارگان آسمان يافتم . آن جا كه هر شب ستارگان ما را برای ديدنشان دعوت می كنند . من تو را ميان گلهای باغچه يافتم تا آنجا كه هر روز شبنمی خندان به گلها سلام ميدهد. من تو را ميان قاصدكهايی يافتم كه هر روز برای دوستدارانت نويد شادی و اميد را می دهند . من تو را ميان كوه ها و درياهايی يافتم كه به عظمت و بزرگی ات سجده می كنند. در انتظارت ای ترانه نامفهوم ، كفشهای غيرتم را در می آورم و در كوير غرورم با پای برهنه راه ميروم شايد كه تاولهای قلبم را باور كنی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 7:3  توسط firoozeh  |